كسرا و يلداكسرا و يلدا، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 14 روز سن داره

کسرا و یلدا < ما دوقلو هستیم >

حمام رفتن

نانازیا خیلی حمام و اب بازی تو وانشون رو دوست دارند...خوشحالیم که بچه ها از اب بدشون نمیاد و تو حمام گریه نمیکنند.     ...
16 ارديبهشت 1391

6ماهگی و سفر یک هفتگی به محمود آباد

مامانیای خوشگل من، الان شما 6 ماهه هستین و در تیر ماه که هوا هم نسبتا خوب بود بابایی ما رو به شمال اورده.. اولین سرسره بازی ...   این هم کنار دریا دو قلوها با مامان زهرا و بابا حسین راستی بابا حاجی و مامانی..دایی منصور و زن دایی راحله و دایی حسین هم با ما بودند ...خیلی خوش گذشت اینجا هم دایی حسین شکار لحظه ها کرده و غروب خورشید رو از دست نداد...           ...
16 ارديبهشت 1391

شروع 6 ماهه دوم زندگی-7 ماهگی

الان بچه ها توي هفت ماهگي هستند،واکسن پایان 6 ماهگی دو قلوها رو چهارشنبه 12 مردادبا عمه افسر رفتیم زدیم...یلدا ماشالاه شب رو راحت گذروند ولی کسرا تب کرد و تا 5 صبح با عمه بیدار بودیم...حسابی پاشویه کردیم تا در کنار قطره استامینوفن دمای بدنش پایین بیاد. 3 روز بعد یعنی شنبه 15 مرداد دندانهای پیش میانی پایین کسرا زد بیرون و دقیقا هفته بعدش 2 تا دندون پیش یلدا بیرون زد. خدا رو شکر برای دندوناشون تب نکردند و اسهال هم نشدند..فقط دو تا 3 شب بد قلقی... خدا رو شکرت که اینقدر به این بچه سیدا نظر لطف داری  از لحاظ خوردن غذا هر دوشون ماشالاه ميل دارن. روزي يك بار فرني حريره بادام و دو يا سه بار سوپ! البته در كنار شير بيش از ده روزه كه يلدا ...
16 ارديبهشت 1391

دیدار کسرا با پدر بزرگ و مادر بزرگ بر سر مزارشان

بابا حسین و کسرا صبح روز شنبه ٠٢/٠٧/٩٠ شهادت امام جعفر صادق ، یواشکی دور از چشم مامانو یلدا که تا 3 بامداد بیدار بودند، دوتایی رفتند بهشت زهرا سر مزار پدر بزرگ و مامان بزرگ با با حاجی پاشو ببین همونی که 25 سال انتظارش رو میکشیدین بالاخره به این دنیا پا گذاشته و حالا هم اومده دیدنتون ...چرا نیستی که من وآبجی یلدا رو پارک ببری   خیلی دوستون داریم بابا حاجی و مادر جون مهربون     بابا حسین حسابی با بابا حاجی و مادر جون صحبت کرد، کلی نوازشش کردم چون چشماش اشکی بود. البته سری قبل که روز مادر بود، 4 تایی اومده بودیم هوا خیلی بادو طوفان بود که مامان بابا ما رو از ماشین بیرون نیاوردند و از همون تو سل...
16 ارديبهشت 1391

برج میلاد

اینجا لابی برج میلاده ...بچه ها با دایی منصور و راحله جون رفته بودند بازدید...میشه گفت اولین صعود به ارتفاع 280 متری .البته طبقات بالاتر نرفتیم دیگه  ی این هم یه عکس دیگه در ارتفاع 280 متری به همراه مامان و بابا         ...
16 ارديبهشت 1391

هشت ماهگی

اوایل 8 ماهگی شروع سینه خیز دخترم یلدا بود...23 شهریور خونه مامان بزرگ بودیم که یکدفعه دیدم یلدا گلم خیز برداشت به سمت سفره صبحانه و حسابی همه رو ذوق زده کرد   بسیار بازیگوش و هوشیار شده اند. حرکت پاها با کنترل بیشتر انجام میشود. یلدا را غافل بشی وسط آشپزخانه سر در آورده.. بله اینجا خودشون رو دارند تو اینه اجاق گاز می بینند و کلی ذوق میکنه وای بچمو پشه ها خوردند..با اینکه هر شب پشه بند میزدم براشون ولی اینگار پشه لعنتی روزا تو تخت پسرم کمین میکرده جیگرتو کوپول من... ...
16 ارديبهشت 1391

خوابیدن بامزه

  لحظه به لحظه دوربین این صحنه رو دنبال کرده تا یک اثر هنری زیبا ثبت بشه ..البته توسط با با حسین مهربون           اینهم یه لم دادن  آ سد کسرا...باباش قراره براش زن شیرازی بگیره که حسابی به پسرش برسه.. آخه میگند شیرازیها خوب شوهر داری میکنن...آره؟؟؟اینطوریاست     ...
16 ارديبهشت 1391

9ماهگی

اینجا دو قلو ها رو با عمو عباس و زن عمو ومهسا و مهلایی اورده بودیم بیرون تا ناهار رو با هم باشیم و بچه ها  هم یه گردش کرده باشند....هوا خیلی خوب و افتابی بود... اینم مهلا گله که عاشقه یلدا جونه ..یلدا هم یه عالمه دوسش داره وای کسرا رو ببینید چه ذوقی می کنه فکر کنم مهسایی ماچش کرده بود   اینجا هم آقا کسرا خوش تیپ کرده که بره مهمونی... اشتباه نشه ..تو این سن هنوز نمی تونه وایسه .. گل پسرم تکیه داده      یلدا جونم کم کم دستشو به تکیه گاه میگیره و بلند میشه   اواخر 9 ماهگی دیگه حسابی دست به مبل و میز راه میره ...
16 ارديبهشت 1391

بازدید از وبلاگ

 مامانای دوقلو به من میگید چرا این اینقدر کم میام نی نی سایت ؟؟؟ مگه  این دو تا بلا اجازه میدند...فقط وقتی خوابند میتونم سر بزنم که اون موقع هم هزار تا کار دیگه میاد جلو... ولی ممنونم از لطف همگیتون...سمانه.مریم .الی. آزی.غزل وووبقیه دوستان گلم...بوس برای همه دو قلوهای گلشون که تو سایت عکساشون هست   ...
16 ارديبهشت 1391